قیمت بنزین در ۱۷۴ نقطه از جهان


* سرانهGDP ایالات متحده ۱۰ برابر ایران و قیمت بنزین آن تنها دو برابر ایران است!

* بررسی نوسان قیمت بنزین در جمهوری اسلامی ایران و چهار دولت

* ونزوئلا ارزان قیمت ترین بنزین جهان را به ارزش هر لیتر ۲ سنت(۲۰تومان) به مردم می فروشد.

*عربستان سعودی، کانادا، امارات، قطر و سایر کشورهای نفت خیز جهان بنزین را به کمترین قیمت به مردم کشور خود عرضه می کنند

ایران در آستانه اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، جراحی بزرگ اقتصادی قرار دارد. طرحی که به ازعان کارشناسان مهم ترین طرح دهه های اخیر به شمار می رود و همه به حواشی و تبعات آن اشاره دارند.

یکی از مهمترین محور های این طرح، اصلاح قیمت حامل های انرژی و به بیانی دیگر، آزاد سازی قیمت حامل های انرژیست. شاید بارز ترین مصداق حامل های انرژی و عامیانه ترین آنها «بنزین» باشد.

مردم با بنزین سر وکار دارند و به همین لحاظ، هرگونه تغییر قیمت این فراورده نفتی با حساسیت بالایی از سوی مردم دنبال می شود، در سال های گذشته، اجرای طرح سهمیه بندی بنزین تبعات زیادی در پی داشت؛ چه آنکه خود محمود احمدی نژاد نیز پس از اجرای این طرح، بارها به خطیر بودن ورود به بحث سوخت و تبعات ناشی از آن ازعان کرده است.

اگرچه اصلاح قیمت حامل های انرژی منطقی به نظر می رسد، اما مخالفان نیز ادله خاص خود را دارند. با توجه به اینکه پیش از این اعلام می شد قیمت بنزین به قیمت جهانی توسط دولت خریداری و با یارانه به مردم عرضه می شود، این مهم مطرح می شود که به شکر خدا و از قول مسئولان، پس از تحریم بنزین توسط کشورهای متخاصم غربی، ما در تولید بنزین خودکفا شده ایم، پس دیگر چرا مبنای قیمت گذاری بنزین باید «فوب خلیج فارس» باشد؛ مگر نه اینکه بنزین در داخل تولید می شود؟

وانگهی، ایران از اصلی ترین دارندگان منابع نفت و گاز است و چنانکه در همین صفحه در قسمت «دارندگان نفت» مشاهده می کنید، اغلب کشورهای دارا ذخایز نفت، بنزین را به بهای پایینی به مردم خود عرضه می کنند.
باید پذیرفت در شرایط فعلی، اصولا راهی جز آزادسازی قیمت بنزین برای دولت وجود ندارد اما در این میان، تحلیل های عجیب و غریب برخی رسانه های حامی دولت و به رخ کشیدن قیمت بنزین در کشورهای خارجی، نه تنها نتوانسه افکار عمومی را برای این طرح آنطور که شایسته است آماده کند، بلکه تناقضاتی را هم در ذهن مخاطب ایجاد می کند.

برای مثال مقایسه قیمت بنزین در ایران با کشورهایی چون ترکیه یا هلند اصولا نمی تواند منطقی باشد. از یک سوی در آمد سرانه، قدرت خرید و توزیع ثروت در این سه کشور کاملا متفاوت است و از سوی دیگر، کشورهایی چون هلند یا ترکیه، چون ایران دارای ذخائر نفت و گاز نیستند.

توجه کنید که برای مثال، سرانه تولید ناخالص داخلی در کشوری چون ایالات متحده امریکا ۴۵٫۹ هزار دلار است، در این کشور قیمت بنزین برای هر لیتر در آمار مورد استناد این گزارش ۵۶ سنت ذکر شده است. به عبارتی سرانه تولید ناخالص داخلی امریکا حدودا ۱۰ برابر کشور ماست و از سوی دیگر قیمت بنزین در آن کشور(برابر۵۶سنت) حدودا دو برابر قیمت بنزین در ایران(متوسط قیمت بنزین در ایران بین ۱۰سنت دولتی و ۴۰سنت ازاد برابر ۲۵ سنت) است! بر این اساس می توان گفت قیمت بنزین در کشورها امری نسبی است و مقایسه ساده و سطحی قیمت ها کمی خنده دار به نظر می رسد.

در این صفحه کوشیده ایم به بررسی قیمت خرده فروشی بنزین در سطح جهان و مقایسه آن با ویژگی های کشورهای مزبور، نظیر سرانه تولید ناخالص داخلی و برخورداری از ذخائر نفت بپردازیم.
کشورهای آسیایی

اگر ترکیه را آسیایی بدانیم، بیشترین قیمت بنزین در آسیا مربوط به این کشور است. عربستان سعودی نیز با بنزین هر لیتر ۱۶ سنت، پایین ترین قیمت بنزین را در بین کشورهای خاورمیانه دارد. قیمت خرده فروشی بنزین در ایرتن بر دو اساس است، یکی قیمت سوخت دولتی برابر ۱۰ سنت و دیگری سوخت آزاد برابر ۴۰ سنت، در اینجا حد وسط در نظر گرفته شده است، یعنی ۲۵ سنت.

اکثر کشورهای حاشیه خلیج فارس دارای ذخایر نفت و گاز هستند، همچنان که مشاهده می کنید، قیمت بنزین به بهای ۲۵ سنت(حدودا ۲۵۰ تومان برای هر لیتر) نسبت به کشورهایی چون کویت، قطر، بحرین، ترکمنستان و عربستان سعودی گرانتر است.
امریکا

یار و دوست و متحد بین المللی ایران، ونزوئلا، هر لیتر بنزین را به بهای ۲ سنت(حدود ۲۰ تومان) به مردمش عرضه می کند. جالب است بدانید در منطقه غول سرمایه جهان، ایلات متحده امریکا، قیمت بنزین حدودا یک دهم بنگلادش است! این کشور سرمایه دار دارای ذخایر نفت و گاز نیز هست. . در این قاره گرانترین بنزین را کوبا به بهای ۱۶۷ سنت برای هر لیتر و ارزانترین بنزین را ونزوئلا به قیمت هر لیتر ۲ سنت به مردم عرضه می کنند.
اروپا

مردمان اکثر کشورهای اروپایی از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخورددار هستند، همچنانکه در نقشه اصلی جهان نیز مشاهده می کنید، کشورهای این منطقه از جهان وضعیت اقتصادی مطلوبی دارند و پر بیراه نیست که در قاره سبز، بهای بنزین بالا باشد، چون مردم این قاره توانایی خرید آن به بهای بالا را دارند! حالا اگر ترکیه را اروپایی فرض کنیم، بازهم در اروپا ترکیه گرانترین بنزین را دارد و روسیه با بنزین ۸۹ سنتی ارزان ترین بنزین را در اروپا به مردمش عرضه می کند.
دارندگان نفت

اکثر کشورهای دارای ذخائر نفت و گاز، فراورده های حاصل از نفت را به قیمت ارزانی به مردم کشور خودشان عرضه می کنند. این موضوع تا جاییست که کشورهایی نظیر کانادا و امریکا که از پیشرفته ترین کشورهای جهان به شمار می روند و وضعیت اقتصادی آنها با کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه قابل قیاس نیست، گاه بنزین را بارها ارزانتر از کشورهای توسعه نیافته عرضه می کنند.
توضیحات:

آمار جهان شمولی در خصوص قیمت بنزین بعد از سال ۲۰۰۸ وجود ندارد، حتی سازمان های بین المللی نظیر صندوق بین المللی پول یا بانک جهانی نیز قیمت خرده فروشی بنزین در جهان را به طور یکجا و در یک دوره زمانی مشخص منتشر نکردند، به بیانی تنها آمار کلی برای ۱۷۴ کشور جهان که در یک سال منتشر شده باشد، مربوط به سال ۲۰۰۸ است، البته کشورهای دیگر به صورت موردی آمار جدیدتری منتشر کردند، برای مثال ترکیه یا ایالات متحده، قیمت های جدید تری را در حال حاضر دارند. باید توجه داشت که در بسیاری از کشورهای مختلف جهان، فرایند قیمت گذاری روی سوخت، یارانه و مالیات ها متفاوت است و در برخی از آنها قیمت بنزین به طور مداوم در نوسان است.

آمار مورد استناد این صفحه، مربوط به پژوهشی از موسسه همکاری های فنی آلمان(German Technical Cooperation) مربوط به پایان سال ۲۰۰۸(نوامبر ۲۰۰۸) اخذ شده است که به سبب کامل بودن اطلاعات در سطح بین الملل در یک دوره زمانی مشخص مستند ترین گزارش موجود به نظر می رسد.

قسمت، قیمت بنزین در جمهوری اسلامی ایران از مستندات گزارش سایت خبر آن لاین بهره برده است.

حكايت رويا، واقعيت و زندگي

فيلم تلقين ، ايده جهان هاي متعدد را به مثابه رويا در رويا به تصوير ميكشد







Inceptionتلقين، جديدترين فيلم كريستوفر نولان داراي داستاني بسيار جذاب است كه برمحور مساله رويا و نفوذ به روياي ديگران استوار است. اين فيلم تاكنون توجه بسياري از علاقه مندان سينما را به خود جلب كرده است. مطلبي كه هم اكنون مي خوانيد نه به قصد تحليل فيلم، بلكه با تامل بر برخي مسائل فلسفه اي كه با ديدن فيلم احتمالا به ذهن بيننده خطور ميكند، نگارش يافته است.


مرز ميان واقعيت و رويا چيست؟

فرض كنيد در اداره محل كارتان هستيد كه ناگاه زنگ تلفن همراه شما به صدا در مي آيد. پاسخ مي دهيد. فردي كه با شما تماس گرفته يكي از كارمندان بانكي است كه در آن حساب پس انداز داريد. او به شما ميگويد در يك قرعه كشي استثنايي حساب هاي قرض الحسنه، برنده 500 ميليون تومان شده ايد. بدون ترديد بسيار خوشحال مي شويد. كارمندان همكارتان را از اين موضوع باخبر مي كنيد. آنها نيز ابراز خوشحالي مي كنند و به شما تبريك ميگ ويند. ناگهان خواهرتان را كه از قضا با شما همكارست مي بينيد. اشك در چشمانش حلقه زده است و با شادي به شما مي گويد كه «حالا ميتواني هزينه عمل جراحي پسرت را بدهي و با مابقي پول، بدهي ات به صاحبخانه را بپردازي.»

ناگهان به فكر فرو ميروي و احساس شادي شديدت كه پس از شنيدن خبر برنده شدنت در قرعه كشي در تو ايجاد شد، كمرنگ ميشود. به حرف خواهرت فكر ميكني و با خود ميگويي: آيا كل اين پول فقط به همين دو كار ميرسد. يعني اگر هزينه عمل جراحي پسرم را بدهم مابقي پول فقط به اندازه بدهي ام به صاحبخانه است؟ مگر هزينه جراحي چقدر است؟ مگر پسرم چه بيماري اي دارد؟ اصلا مگر من پسر دارم؟ من بچه ندارم. راستي خواهرم، خواهرم كه همكار من نيست.اصلا من كارمند نيستم. اما اينها چه اهميت دارند. مهم اين است كه من 500 ميليون تومان برنده شده ام. ولي هيچ بانكي قرعه كشي با جايزه 500 ميليوني ندارد. يك چيز ديگر، من اصلا حساب قرض الحسنه ندارم.

در اينجاست كه شما به آنچه ديديد و شنيديد شك ميكنيد، چرا كه اطلاعات و تجربيات كنوني حاصل شده با اطلاعات قبلي شما از اوضاع زندگي خودتان، هم خواني ندارد. اگر اين عدم مطابقت صرفا مربوط به يك منشأ آگاهي باشد، شما صرفا در مورد همان منشأ شك مي كنيد. مثلا در مورد صداقت فردي كه به شما اطلاعات غلط مي دهد، ترديد مي كنيد و نهايتا او را انسان دروغگويي خواهيد دانست. اما اگر وضعيت همچون مثال بالا باشد، شايد اولين چيزي كه به ذهن شما خطور كند اين باشد كه دارم خواب مي بينم.

آگاهي از رويا هنگامي كه انسان هنوز از خواب بيدار نشده، براحتي حاصل نمي شود.به راستي، مادامي كه ما از خواب بيدار نشديم، چه چيز مي تواند باعث شود ما از اينكه آنچه مي بينيم رويا ست و نه واقعيت، آگاه شويم. شايد قانع كننده ترين پاسخ اين باشد: نظم.اگر دريافت هاي ما با نظمي كه ما بدان خو گرفته ايم سازگار باشد، آن دريافت ها را واقعي خواهيم پنداشت، ولي اگر هنگامي كه با برادرم سخن مي گويم، به ناگاه ببينم او تبديل به يكي از دوستانم كه سال هاست او را نديده ام، شد يا اينكه وقتي در حال رانندگي هستم، ببينم ده ها متر از سطح زمين فاصله گرفته ام و... در واقعيت داشتن آنچه مي بينم، ترديد ميكنم.

اگر معيار ما براي تمايز واقعيت از رويا همين چيز(يعني نظم) باشد(به نظر ميرسد معيار بهتري موجود نيست) با يك مساله مواجه خواهيم شد: فرض كنيد فرد خوشخوابي بيش از آنكه بيدار باشد، بخوابد و در خواب نيز مرتب رويا ببيند. فرض كنيد او همواره و ساليان سال در رويا ببيند كه كبوترها قدرت پرواز ندارند و صرفا مي توانند راه بروند و اينكه هميشه در رويا انسانها را داراي 3 دست ببيند.حال تكليف اين فرد براي تمايز گذاشتن ميان واقعيت و رويا چيست؟ در اينجا اگر نظمي كه انسان بدان خو گرفته را ملاك قرار دهيم بايد بپذيريم انسان هاي واقعي براي اين فرد انسان هاي داراي 3 دست هستند و كبوترهايي كه قدرت پرواز دارند، كبوترهاي خيالي و رويايي اند.

اما به نظر مي رسد تفاوت ديگري نيز بين رويا و واقعيت وجود دارد و آن اينكه رويا فقط متعلق به خود انسان است و في المثل هنگامي كه من رويا مي بينم، پس از بيدار شدن فقط من هستم كه آن صحنه ها و تصاوير را ديدهام، ولي واقعيت متعلق به همگان است و همه انسان ها قدرت تجربه دنياي واحد واقعي را دارند.

پس رويا از واقعيت دو چيز كم دارد: نظم و مشاركت ديگران(يا به قول فيلسوفان، مشاركت بين الاذهاني). با توجه به مثالي كه زديم(مثالِ فرد خوشخواب) اولي (يعني نظم) براي رويا قابل حصول است. مي ماند شرط دوم (يعني مشاركت ديگران). اگر ديگران وارد روياي من شوند و آنچه در رويا ميبينم را آنها هم ببينند و در ضمن روياي من داراي نظمي باشد كه بدان خو پيدا كردهام، تمايز آن رويا از واقعيت برايم ناممكن خواهد شد.اينكه چنين وضعيتي واقعا امكان پذير است يا خير مساله اي است كه فعلا قصد پاسخ بدان را نداريم، ولي اساس و بنيان داستان فيلم Inception بر امكان پذير بودن اين وضعيت استوار است. اين فيلم پس از به تصوير كشيدن اين وضعيت، تمايز ميان رويا و واقعيت را تقريبا ناممكن ميكند. شخصيتهاي فيلم براي تمايز گذاشتن ميان رويا و واقعيت، هر يك معياري كاملا شخصي را براي خود برگزيدند تا در هر وضعيتي بتوانند به واسطه آن بدانند كه رويا مي بينند يا واقعيت، ولي با توجه به اينكه فيلم وضعيتي را به تصوير مي كشد كه افراد در رويا مي توانند در ذهن فرد ديگر تغييراتي ايجاد كنند، اين ملاك نيز عملا ممكن است براي تشخيص واقعيت از رويا به كار نيايد (همچنان كه در مورد مال (همسر كاب) در فيلم Inception به كار نيامد).


ايده

اولين ديالوگ كاب (نقش اول فيلمInception ) اين جمله است: «خطرناك ترين ويروس چيست؟... ايده...» ايده(Idea) در زبان انگليسي معاني بسياري دارد: تصور، تصوير، صورت ذهني و خيالي، فكر، طرح، نقشه، برنامه، هدف، عقيده، نظر، گمان، حدس و... به عنوان معادل فارسي براي كلمه idea به كار ميرود. اين كلمه داراي پيشينه فكري و فلسفي عميقي در ميان انديشمندان غربي است. در بين فيلسوفان نخست يونان باستان، مناقشه جدياي درباره اينكه عنصر اصلي و ثابت در جهان چيست، وجود داشت. افلاطون، متفكر بزرگ يونان باستان گفت در جهان مادي همه چيز در تغيير است و هيچ چيز ثابتي وجود ندارد و موجودات ثابت، ايده ها هستند كه در عالم مُثُل قرار دارند. از نگاه افلاطون، موجودات حقيقي همان ايده ها هستند و موجودات اين جهان مادي در واقع سايه اي از ايده ها محسوب مي شوند.

ارسطو، جهان مُثُل افلاطون را منكر شد و ايده ها را درون ذهن انسان دانست. ايده ها به باور او، تصاويري بودند از موجودات همين جهان كه در ذهن انسان نقش مي بندند.بر اين اساس، ايده در واقع همان تصوير ذهني است، تصويري كه منشأ آن موجودات واقعي اين جهاني است و ذهن همچون يك دوربين عكاسي از آنها تصاويري را در خود ايجاد مي كند.ذهن ميتواند اين تصاوير را با يكديگر تركيب كند و از تركيب آنها اموري را بسازد كه در جهان واقعي موجود نيستند. مثلا ميتواند موجودي را تصور كند كه اندامش شبيه اندام شير و سرش همچون سر انسان است؛ هرچند اين موجود در دنياي واقعي وجود ندارد، ولي اجزاي آن را ذهن از جهان واقعي تصوير برداري كرده است.

به وضعيتي كه قبلا از آن سخن گفتيم و فيلم Inception براساس آن ساخته شده، بازگرديم. افراد قادر بودند داخل روياي يكديگر شوند و حتي درون آن تغيير ايجاد كنند. در يكي از صحنه هاي فيلم، آريادني وارد روياي كاب ميشود و تصور مكاني را كه واقعيت دارد درون ذهن كاب ايجاد ميكند. كاب در اين صحنه به آريادني ميگويد، هيچ گاه در روياپردازي از مكان هاي واقعي استفاده نكن، بلكه صرفا از جزئيات يك مكان واقعي استفاده كن و مكان هاي غيرواقعي را بساز، چون در غيراينصورت، تمايز واقعيت و خيال برايت ناممكن ميشود.


ايده رويا بودن اين جهان

مال، همسر كاب پس از اينكه با وي از رويايي طولاني و مشترك بيدار مي شود، واقعيت اين جهان را منكر مي شود و باور دارد اين جهان نيز يك روياست و همچنان كه در روياهاي عادي نيز فقط در صورت مرگ فرد در رويا او از خواب بيدار ميشد، به نظر او بايد او و شوهرش در اين جهان خودكشي كنند تا از روياي اين جهان رها و در جهان واقعي تر بيدار شوند.كاب شديدا با اين ايده مخالفت مي كند و سعي دارد همسرش را منصرف كند، اما نهايتا موفق نمي شود و همسرش خودكشي مي كند. كاب خود را در مرگ مال مقصر ميداند چرا كه اظهار مي كند خودش(يعني كاب) بوده كه ايده واقعي نبودن جهان را در يك رويا و با نفوذ به ذهن مال، در ذهن او ايجاد كرده است.
فيلم در اينجا زيركانه و بدون صراحت، يك ايده ديني و فلسفي را از زبان شخصيت هاي فيلم روايت مي كند: ايده وجود جهاني ديگر وراي اين جهان كه در زبان اديان به مثابه جهان اخروي شناخته مي شود و در مرتبه اي والاتر از اين جهان و وسيع تر از اين جهان است، به نحوي كه اين جهان در مقابل عالم آخرت همچون رويايي بيش نيست. در حديثي آمده كه «انسانها خوابند. هنگامي كه مردند، بيدار ميشوند.»1 ابن عربي كه او را پدر عرفان اسلامي مي دانند نيز اين جهان را يك رويا و از جنس خيال مي داند.به نظر او موجودات اين جهان، نمادهايي نيازمند تعبير هستند(همچون چيزهايي كه ما در خواب مي بينيم و آنها را نماد مي دانيم و تعبير خواب در واقع پيدا كردن معاني اين نمادهاست). اسقف باركلي، فيلسوف شهير مسيحي نيز واقعيت مادي اين جهان را منكر شد2 و اظهار داشت آنچه وجود دارد عبارت است از اولا ادراكات ما (يعني تصورات و ايده هايي كه در ذهن داريم) و ثانيا ادراك كننده(كه ذهن ماست). بنابراين نه اجسام مادي و نه بدن ما وجود خارجي ندارند. اينها همگي تصورات و ايده هايي درون ذهن ما هستند.باركلي در پاسخ به اين سوال كه اگر چنين است كه اشياي مادي صرفا تصورات ذهني ماست، پس چرا ما همگي اشياي يكساني را مي بينيم؟ اظهار كرد كه خداوند درون ذهن ما اين تصاوير و ايده ها را به شكل يكسان نهاده(يا به بياني الهام كرده) است. در واقع جهان، ادراكي است كه ما از سوي خداوند به شكل يكسان دريافت مي كنيم و خداوند خود نيز همچون يك ادراك كننده است، البته ادراك كنندهاي با قدرت مطلق و توانايي ادراك را او به ما عطا كرده است. باركلي بر اين اساس قصد داشت از آموزه هاي ديني چون وجود خدا، وجود روح و جهان آخرت دفاع كند.

بنابراين، براساس اديان آخرت باور و همچنين انديشه هاي فلسفي افلاطوني، اين جهان در مقابل جهان آخرت (به تعبير اديان) و جهان مثل(به تعبير فلسفي) چندان واقعيت ندارد و جهان واقعي همان جهان آخرت در اديان يا جهان عقول يا مثل در فلسفه است.

ما مي توانيم دو موضع گيري را در بين شخصيتهاي فيلم Inception نسبت به اين ايده ديني و فلسفي ببينيم. يكي موضع مال(همسر كاب) و ديگري موضع كاب. موضع مال، موضعي آخرت باور(و آن هم از نوع دنيا گزير آن) است. او آنقدر به جهاني ديگر در پس اين جهان و رويايي بودن ها باور دارد كه زندگي در اين جهان برايش ميسر نيست. او اين جهان و زندگي درون آن را طرد مي كند. در مقابل او، كاب قرار دارد كه به زندگي درون اين جهان مي انديشد و به آن آري مي گويد.(در آخرين صحنه فيلم، آري گويي كاب به زندگي و اغماض او برمسائل متافيزيكياي چون واقعيت و خيال مشهود است.) او اين جهان را واقعي مي پندارد و مي پذيرد و ايده اي كه همسرش از آن پيروي مي كند را ساختگي مي داند و معتقد است خود او اين ايده را در ذهن همسرش ساخته است. موضع كاب در واقع يك ديدگاه نيچه اي در قبال ايده هاي ديني و متافيزيكي است. نيچه قائل بود كه چنين ايده هايي ساخته خود انسان هستند؛ يعني انسانها خود چنين ايده هايي را م يسازند.

موضع نهايي فيلم در قبال اين مساله چيست؟ آيا اين جهان تنها جهان واقعي است يا اينكه ما در اين جهان نيز در حال رويا ديدن هستيم و پايان اين رويا، مرگ ما در اين جهان و ورود ما به جهاني ديگر است؟ به نظر مي رسد فيلم در پايان پاسخي لا ادري گرايانه به اين مساله ميدهد و احتمال رويا بودن اين جهان و وجود جهان اخروي را تصديق مي كند؛ يعني در صحنه آخر كه فرفره اي كه ديكاپريو مي چرخاند (فرفره اي كه ايستادن آن نشانه اين است كه فرفره در جهانِ واقعي است و نه رويايي) همچنان به چرخش ادامه مي دهد، هرچند به محض اينكه بيننده احساس ميكند فرفره مي خواهد از چرخيدن بازايستد، فيلم به پايان مي رسد.




نفوذ به ذهن ديگران

از جمله نكات قابل تامل ديگر در فيلم، نفوذ به ذهن ديگران است.پيش از هر چيز بايد به خاطر داشت كه پذيرش امكان اين ايده(نفوذ به ذهن ديگران، چه در خواب و چه در بيداري) از حيث فلسفي مستلزم پذيرش غيرمادي بودن ذهن است.توضيح اينكه در قبال چنين مساله اي كه ذهن چيست و اينكه ذهن آيا از جنس مادي است(كه در اين صورت ذهن همان مغز است) يا اينكه ذهن داراي حقيقتي غيرمادي است كه جنس آن، نه ماده بلكه روح است بين متفكران اختلاف وجود دارد. پذيرش نفوذ به ذهن ديگران و الهام به آنها(يعني انتقال مطلبي به ديگران به شيوه اي غير از شيوه تجربي و حسي) مستلزم اين است كه بپذيريم ذهن چيزي غير از مغز مادي ماست (چرا كه مسلما ماده مغز ما به درون ماده مغز ديگران نفوذ نميكند).

اما در اينجا يك نكته وجود دارد و آن اينكه هر چند با پذيرش ديدگاه ديني درباره چيستي ذهن، نفوذ به ذهن ديگران از حيث نظري امكان پذير مي شود، ولي اديان ابراهيمي عمدتا نظر مثبتي نسبت به اين مطلب(اگر آن را امكان پذير بدانند) ندارند و الهام به انسان صرفا از سوي مراتب عالي تر هستي (مثلا از سوي خداوند به انبيا كه وحي ناميده مي شود) مطلوب است و نه از سوي انسانها به يكديگر.


پانوشت ها:

1ـ البته ايده رويا بودن جهان در نگرش اسلامي به معناي واهي بودن آن نيست، بلكه در سنجش و مقايسه اين جهان در مقابل عالم آخرت و مشاهده حقايق عظيم تر در مقايسه با آنچه انسان در اين عالم ديده است، مطرح مي شود.
بنابر اين در انديشه اسلامي زندگي اين جهان مذموم نيست، بلكه از اين حيث كه محلي براي آزمون الهي است، اصالت دارد.

2ـ مساله رويا بودن اين جهان به عنوان يك احتمال، در شك دكارت (فيلسوف فرانسوي كه در قرن 17 مي زيست) نيز مطرح شد، ولي دكارت نگاه مثبتي به اين فرضيه نداشت و آن را رد كرد، چرا كه باور داشت اگر اين جهان يك رويا باشد و واقعيت نداشته باشد ما انسان ها فريب بزرگي خورده ايم و اين مطلب با عدل خداوند سازگار نيست. توضيح اينكه كم و بيش با شك دكارتي آشنا هستيم. دكارت براي رسيدن به معرفت يقيني در هر معرفتي كه صددرصد يقيني نيست، شك كرد. او واقعيت عالم خارج و حتي صحت احكام منطقي و رياضي را نيز مورد ترديد قرار داد و يقيني ندانست، چرا كه گفت شايد ديو پليدي، با احاطه وجودياي كه بر ما دارد، ما را فريب داده و ما پنداشته ايم كه مثلا هميشه حاصل ضرب دو بر دو، چهار مي شود. دكارت نهايتا به دو علم يقيني دست مييابد (و به وسيله اين دو علم يقيني، شك خود را ابطال مي كند): يك وجود خودش (من فكر مي كنم، پس هستم) و دو، وجود خدا، چرا كه خدا يعني كامل ترين موجود و كامل ترين موجود حتما وجود دارد وگرنه او كامل ترين موجود نبود (يعني در مفهوم كامل ترين موجود، تناقض دروني رخ مي داد) و از آنجا كه خداوند كامل ترين موجود است، كامل ترين صفات اخلاقي نيز دارد، پس خداوند عادل نيز است و اگر ما يك عمر كامل فكر كنيم جهان واقعيت دارد، ولي جهان واقعيت نداشته باشد، فريب بزرگي خورده ايم كه با عدالت خداوند سازگار نيست، پس خداوند ضامن اين است كه ما دچار چنين فريب هاي بزرگي نشويم.

باگ تخم مرغ شانسی عجیب در ویندوز که باید ببینید!


همه میدانیم که ویندوز بینقص نیست. یک گام جلوتر میروم و میگویم که هیچ برنامهای آن طور که باید باشد نیست. خطاهای ویندوز٬ بیش از هر چیز دیگری٬ ممکن است باعث جنون افراد شود. اما جدای از خطاهای ساده و قدیمی٬ یک سری باگ و تخم مرغ شانسی در همه نسخههای ویندوز وجود دارد. دوست دارید ۴ تا از آنها را کشف کنید؟



۱. نامگذاری و تغییر نام پوشهها

سعی کنید فولدری بسازید که نامش CON باشد. متوجه میشوید که این اتفاق رخ میدهد:


وقتی بخواهید پوشهای با اسامی زیر هم بسازید٬ همین وضعیت به وجود میآید:

PRN٬ LPT1٬ LPT2٬ (…)٬LPT9٬ NUL٬ COM1٬ (…)٬COM9 و CLOCK$

همه اساسی فوق٬ نامهای رزورشده برای دستگاهها هستند و به همین دلیل نمیتوان آنها را به عنوان نام فایل (با هر پسوندی) یا فولدر انتخاب کرد. این یکی از ویژگیهای سیستم عامل DOS بود که نتایج آن در همه نسخههای ویندوز٬ از جمله ویندوز ۷ ٬ مشاهده میشود.

۲. محاسبات پیشرفته

بیایید با هم چند عملیات ساده ریاضی انجام دهیم. لطفا اول از ذهن خودتان استفاده کنید. بعد دو خط بعدی را هایلایت کنید تا پاسخ درست را ببینید.

جذر عدد چهار چیست؟ دو میشود. مگر نه؟

و اگر دو را از دو کسر کنید چه به دست میآید؟ جواب صفر است. درست؟

حالا بیایید محاسبات بالا را با ماشین حساب ویندوز انجام دهید. عدد ۴ را وارد کنید٬ روی دکمه جذر کلیک کنید و حاصل را از ۲ کم کنید. چه میبینید؟


حالا فهمیدید که چرا در مدرسه نمیگذاشتند از ماشین حساب استفاده کنید؟

تا جایی که میدانم٬ هیچ توضیحی برای این موضوع وجود ندارد. در نسخههای مختلف ویندوز٬ این عملیات منجر به نمایش اعداد مختلف میشود. بنابراین٬ به نظر میرسد این یک باگ یا تخم مرغ شانسی باشد٬ نه یک خطای عملکرد. نتیجهای که شما به دست آوردید چه بود؟

۳. باگ نوتپد (فقط اکس پی)

این باگ دیگر در ویندوز ویستا و ۷ کار نمیکند٬ اما اگر هنوز از اکس پی استفاده میکنید میتوانید امتحانش کنید.

نتپد را باز کنید و این جمله را تایپ کنید: Bush hid the facts (ترجمه: بوش حقایق را مخفی کرد).

حالا این فایل را با هر نامی که دوست داشتید ذخیره کنید. نتپد را ببندید و مجددا فایل را باز کنید. چه میبینید؟


اگر این کار را در ویندوز اکس پی انجام دهید٬ احتمالا تعدادی کاراکتر یونیکد عجیب و یا کاراکتر چینی٬ مثل تصویر بالا٬ مشاهده میکنید. به هر حال٬ باید اعتراف کنم که این تصویر را «جعل» کردم چون دیگر از ویندوز اکس پی استفاده نمیکنم.

این باگ به دلیل عملکرد IsTextUnicode ویندوز رخ میدهد. وقتی یک فایل متنی به صورت Windows-1252 کدگذاری میشود٬ ویندوز آن را به عنوان یک فرمت UTF-16LE میشناسد و همین موضوع باعث ناخوانا شدن آن میشود. یعنی نوتپد تصور میکند که کاراکترهای یونیکد نماینده کاراکترهای چینی هستند و به همین دلیل آنها را تبدیل به کاراکترهای چینی میکند.

۴. ترفند ورد مایکروسافت

برنامه ورد مایکروسافت را باز کرده و این متن را تایپ کنید: =rand (5,10)


ورد ۵ پاراگراف تولید میکند که هر کدام دارای ۱۰ جمله همسان است. این جملهها٬ بسته به زبان اصلی سیستم عاملتان تغییر میکنند. در ویندوز انگلیسی٬ این جمله را خواهید دید: The quick brown fox jumps over the lazy dog (ترجمه: روباه قهوهای و زرنگ پرید پشت سگ تنبل).

این یک باگ نیست٬ بلکه یکی از امکانات ورد است! حتما بسیاری از شما میدانید که جمله فوق همه حروف الفبای انگلیسی را در خود جای داده است. به این ترتیب٬ با تغییر این اعداد٬ تعداد پاراگرافها و جملهها هم تغییر میکند. این ترفند با عنوان =rand (200,99) هم شناخته میشود.